یادداشتی بر هیکناتیس

رابر سرچشمه هیکناتیس(رود هلیل)؛ این عنوان کتابی است که دوست عزیزم جناب آقای میر محمد علی تاج پور با کمک خواهر گرامیشان خانم رضوان تاج پور تالیف کردند. یادم می آید از سال ۸۳ که زیاد با اینترنت سرو کار داشتم همیشه بر حسب علاقه دنبال مطالبی در مورد رابر بودم که شاید آن زمان به ۲۰صفحه نمی رسید تا اینکه با همت دوستان علاقمند کم کم فضای مجازی را پر از مطالب و عکس های مختلف در قالب وبلاگ می دیدم. در سال اسفند ۸۸ که برای شروع تعطیلات به رابر آمدم وبلاگی تحت عنوان شهرستان رابر راه اندازی کردم و همان نیز باعث شد تعطیلات عید روزی بیش از ۹ساعت در اینترنت سرچ کنم و به دنبال مطالب باشم که البته هم جذاب و هم سخت بود. دیری نگذشت که آن وبلاگ به بانکی از اطلاعات در مورد تاریخ ، جغرافیا و مفاخر رابر تبدیل شد که بگذریم در ادامه راه به دلایلی که دور از شان این بحث است وبلاگ فیلتر و حتی برای اولین بار پایم به دادگاه باز شد . آن زمان بود که با آثار بزرگانی همانند مرحوم ولی الله نگینی با کتاب ” نگین سبز کرمان” و یا استاد گرامیم جناب دکتر هوشمند اسفندیارپور با کتاب “تاریخ بافت و رابر” که تا حدودی نمایی از گذشته این خطه برایم روشن ساختند آشنا شدم ؛ تا اینکه چند روز قبل  که برای خرید یک جلد از این گنجینه قصد حرکت به سمت کتاب فروشی فرهنگ کردم از میدان آزادی تا چهارراه کاظمی افکار متفاوتی در ذهنم پیرامون رابر و رابری ها نقش بست ، از تاریخ آن ، سنبل باجی، مردان بزرگش، جغرافیا و مناطق بکرش شاید همه آنها را در طی سالهای اخیر که کمتر در شهرمان هستم دنبال کردم ولی خرسند هستم که امروز مجموعه در اختیار دارم که فارغ از نگاه غرض ورزانه ای فقط و فقط برای رابر پدید آمده است. در ابتدای کتاب مقدمه زیبا و جامع استاد باستانی پاریزی گر چه به اعتقادم بیشتر بحث حاشیه ای داشت و با خواندنش به یقین باید اعتراف کنم که وی تاریخ رابر را بهتر از رابری می شناسد.  مجموعه ای که به تفکیک فصول آن دیگر سوالی در رابطه با رابر برایم بی پاسخ نمی ماند امروز من دیگر وجب به وجب راه رابر تا کربلا را همراه با صولت السطلنه می پیمایم. امروز خوب میدانم که نیاکانم از ابتدا یکتا پرست بودند(زرتشت). امروز دیگر برایم ناملموس نیست که هر کدام از طوایف همشهری چگونه در تاریخ خونمایی کردند. فارغ از اینها نگاه فرا سیاسی نویسنده مرا امیدوار کرد که می شود برای رابر گام برداشت. در این کتاب نویسنده با نگاهی تاریخی به قضایا نگاه کرده است از زمان هایی بسیار دور که نام رابر “خیر” بود که خیر بودن دال بر پتانسیل های بالا آن است . به جلو که می آیید اتفاقات جالبی در این دیار به چشم میخورد از مقاومت مثال زدنی آنها در مقابل قاجارها گرفته تا ورود زنی از آنها به دستگاه حکومتی و نقش بارز وی در اداره کشور. امروز دیگر فهرستی کامل از حکمرانان ، کدخدایان و سردمداران دیارم پیش روی دارم که نشان می دهد رابر فعلی با مدیریت چه کسانی به اینجا رسیده است . مناطق گردشگری رابر را می شناسم که آن فصل را پایانی به گمنامی برخی از آنها می دانم که هرچند فکر می کنم بیش از اینها مردمان دیارم می توانند از این پتانسیل های بکر الهی استفاده کنند. بی شک هدف نویسنده از نگارش چنین مجموعه ای صرفا بعد تاریخی آن بوده است و همین مساله باعث شده است کمتر به گذشته سی سال اخیر بپردازد که البته در فصلی که مربوط به افراد فرهنگی بود تا حدودی اشاره کرد که جای نقدی بر آن است، نویسنده یا نمی بایست به این عرصه وارد شود و یا اگر وارد شد به طور کامل به آن بپردازد. عکس های ماندگار و زیبای پایانی کتاب هم حاصل تلاش چند نفر از عکاسان همشهری بود در نوع خود کم نظیر می باشند . و در مجموع باید عرض کرد این کتاب می تواند به عنوان یک منبع معتبر در دسترس علاقمندان به دیارمان باشد که جا دارد از زحمات چندین ساله نگارنده تشکر کرد و ابراز امیدواری نمود که این کتاب به چاپ های بعدی برسد و با نگاهی دیگر گفت: ارزش «رابر سرچشمه هیکناتیس» بیش از ۱۱هزار تومان می باشد.

۱۲ دیدگاه

  1. ۳۰ سال اخیر رابر همه اش افتخار افرینی وسلحشوریست متاسفم که نویسنده به آن اشاره نکرده است

    • ميرمحمدعلي تاج پور

      با عرض سلام خدمت همه همشهریان گرامی
      خصوصا دوست عزیزم جناب آقای پورعسکری از ابراز لطف و محبت حضرتعالی بی نهایت سپاسگزارم. باید خدمت شما و همه همشهریان خوبم و مردم عزیز کشورم عرض کنم که این کتاب هزاران ایراد دارد به عنوان مثال اشکال در نثر فنی و ننوشتن مطلب در خصوص برخی طوایف که خودم نقیصه اصلی کتاب می دانم به دلیل عدم وجود منابع است
      درخصوص ورود به عرصه چهره های فرهنگی بنده فقط سعی کردم از همشهریانی نام ببرم که در حوزه های مختلف کتاب تألیف نموده اند البته این نقد را می پذیرم زیرا من به دلیل عدم آشنایی و معرفی از سوی دوستان عده ای از فرهیختگان دیارم را از قلم انداخته ام و درهمینجا ضمن پوزش از همه آن بزرگواران گرانقدر از همه رابریهای خونگرم استدعا دارم نواقص و ایرادات کتاب را به صورت مکتوب و مستند به بنده ارائه فرمایند تا انشاءالله در چاپ بعدی ضمن رفع انواقص موجود همه مطالب جدید را باذکر نام نویسنده در کتاب لحاظ نمایم تابتوانیم با کمک هم سندی ماندگار از تاریخ و فرهنگ غرور آفرین دیارمان برای آیندگان بجای بگذاریم
      اما در خصوص تاریخ سی ساله اخیر باید این نکته را یادآورم شوم که اگر بخواهیم تاریخی بدون حب و بغض در خصوص جایی یا کسانی بنویسیم باید حداقل ۵۰سال از آن دوران گذشته باشد زیرا نوشتن تاریخ در زمان خود نه تنها تاریخ نیست بلکه با سبک و سیاق سیاسی و طرفداری از گروه خاصی نوشته خواهد شد شک نیست که تاریخ اخیر زادگاهم مملو از افتخار آفرینیست و من همواره به آن میبالم اما هرگز دوست ندارم که عده ای از همشهریانم را به خاطر این موضوع از خود برنجانم اگر مطلبی هم نوشته شده یا معرفی برخی سرداران شهید رابر بوده که همواره به مقام شامخ شهداءو خانواده ای معظمشان احساس دین میکنم مطلب دیگر ئرخصوص چهره های فرهنگی که به اعتقاد من متعلق به دوره خاصی نیستند و همواره می توان در باره آنان نوشت و واقع مهم شهرستان شدن رابر و معرفی اولین فرماندار شهرستان و بخشدار هنزاء از دیگر مطالب بود که باید نوشته می شد. چون سیر تحول بلوک رابر به شهرستان ار بدیهیات این کتاب بود
      پس نگاشتن تاریخ دوران پس از انقلاب را به آیندگان می سپارم و شما بهتر میدانید که چه میگویم…
      با ارادت و احترام
      مخلص همه رابریهای عزیز
      میر محمدعلی تاج پور

  2. “خواهرزاده پسر دختر عمتون رو از قلم انداختین و فراموش کردین آخر کتاب اسمش رو بیارین!!!”

    از لحن کنایه آمیزم پوزش میخوام،اما گاهی باید با کنایه حرف زد تا اثرگزار باشه.
    یکی از مهم ترین ضعف های کتاب قسمت آخر هست که اسام رو نوشتین.درسته باید آدم سپاسگذار کسانی که کمکش کردن باشه،اما نه در این حد!!
    به نظر من علاوه بر سپاسگذاری از خدا که کمکتون کرد فقط باید از پدر و مادرتون تشکر میکردین،مثل همه کتابهای دیگه که همین کار رو میکنن.
    و یه نکته دیگه،چاپلوسی (عذرخواهی میکنم رک حرف میزنم) در قرار دادن مطالبی مثل : اولین بخشدار،اولین فرماندار،و … کاملا ملموسه.
    اگر کتاب تاریخیست،جایی برای مسئولان معاصر نباید باشه،اگر معاصر هست ، پس کو اولین رئیس بانک؟اولین فرمانده پاسگاه؟اولین رئیس دامداری!؟؟ (باز هم کنایه)

    بقیه قسمت ها رو فرصت نکردم مطالعه عمیق داشته باشم.این موارد رو سر سری دیدم و عرض کردم.اگه جسارت من رو در نقد می پذیرید،باز هم به مرور مطالبی برای نقد بنویسم،اگر هم ناراحت میشید بگید تا دیگه چیزی نگم!

    • ميرمحمدعلي تاج پور

      با سلام خدمت همه دوستان وهمشهریان گرانقدر خصوصا منتقد عزیز
      منتقد جان از شما بسیار ممنونم که کتاب بنده رو قابل دونستید و بقول خودتان سرسری مطالعه فرمودید.
      در خصوص مطالبی که مطرح فرموده بودید باید عرض کنم
      اولا بنده به هیچ عنوان از نقد ناراحت نمی شوم برعکس خوشحالم که موضوع تاریخ و فرهنگ دیارمان از دغدغه های همه باشد پس لطفا برایم بنویسد
      ثانیا از آقای پارسایی عزیز که این فرصت را برای شما و من بوجود آورده تا با یک دیگر تبادل نظر نمایم به غایت سپاسگزارم
      ثالثا: منتقد خوبم فرموده بودید نام برخی از نزدیکانم را در صفحات پایانی از قلم انداخته ام تقصیر خودشان بود چون هرچه فکر کردم یادم نیامد در هنگام جمع آوری عکس ها و اسناد ومطالب کتاب به من کمکی کرده باشند والا حتما از ایشان هم یادی میکردم- اما بدون شوخی عزیزانی که نامشان را در پایان کتاب نوشته ام خیلی در خصوص این کتاب به من لطف نموده اند که اگر لطف ایشان نبود هرگز این مجموعه گردآوری نمی شد درضمن ذکرنام آنان در اصل از فهرست منابع و مآخذ این کتاب نیز محسوب میشود و این عزیزان باید بدانند که من همواره قدر دان زحمات ایشان خواهم بود جالب است شما نیز بدانید این ابتکار عمل بنده در ذکر اسامی مورد توجه تعدادی از نویسندگان برجسته استان قرار گرفته و این کار را ستوده اند در پایان عرض کنم که مواردی نظیر (انتخاب جلد کتاب طرح آن – تقدیم به… – و نام کتاب تقدیر و تشکرها )از حقوقی هست که همیشه برای نویسنده محفوظ است زیرا او خالق اثر است و می تواند از حق خود استفاده کند بنده اگر صد کتاب دیگر بنویسم حتما نام کسانی که به من کمک کرده اند خواهم نوشت.
      رابعا:فرموده اید که در ذکر نام اولین فرماندار و بخشدار چاپلوسی کرده ام بقو ل مولانا هر کسی از ظن خود شد یارمن … از درون من نجست اسرار من-عزیزم مهمترین رویداد تاریخ بعد از انقلاب در رابر ارتقاء آن از بخش به شهرستان بود – در کتاب که عمدتا تاریخ سیاسی رابر را به رشته تحریر در آورده ام چگونه ممکن است نام حکام ،کلانتران ،کدخدایان ،اولین شهردار،اولین بخشدار را بنویسم اما نام اولین فرماندار رابرو بخشدار هنزاء را ننویسم اگر حکم انتصاب و تصویر ایشان را الصاق نموده ام به دلیل اینکه پژوهشگران آینده در مشکلی که من بخاطر پیدا نمودن حکم شهید تهرانی و یا مرحوم صولت زاده مواجه شدم که هرگز نتوانستم در بایگانی های شهرداری و بخشداری آنها را بیابم مواجه نشوند زیرا این کتاب علاوه بر نسل حاضر برای آیندگان نیز هست.
      ارادتمند و منتظر نقدهای بعدی شما
      میر محمدعلی تاج پور

      • سلام.من هم به نوبه خود از آقای تاجپور عزیز تشکر میکنم.
        دیروز خواستم پاسخی بر نقد منتقد بنویسم،اما بهتر دیدم آن را به نویسنده کتاب واگذار کنم چون او کاملا از زوایا و خفایای کتاب آگاهی کامل دارد و بهتر می داند که چه چیز چرا در فلان قسمت قرار گرفته،یا نگرفته…
        متاسفانه من خودم به علت دوری از رابر و استان کرمان هنوز فرصت تهیه این مجموعه را نداشتم و هر گونه نظری ارائه کنم بدون مطالعه ارائه میشود،اما چیزی که مشخص و روشن است،در مدت سه چهار سالی که دوستی من با آقای تاجپور نزدیک تر شده،از نزدیک دیدم ایشان با چه ظرافت و دقتی در جست و جوی مطالب برای صفحه به صفحه این کتاب بودند و تک به تک ساعت ها با افراد آگاه ساکن رابر به گفت و گو نشستند.در مورد نحوه ارائه منابع نظر خاصی ندارم،اما گفته آقای تاجپور را مبنی بر لزوم آن منابع تایید می نمایم.

    • باسلام
      هنگام مطالعه مطالب سایت ، در چند مورد به غلط املایی واژه سپاسگزار برخوردم که لازم دیدم برای جلوگیری از تکرار چنین اشتباهات پیش پا افتاده ای ، که احیانا موجب داوری های خاصی هم می شود ،به ذکر تذکر بپردازم . همه می دانیم که سپاسگزار صحیح است و سپاسگذار غلط.
      با احترام

  3. آقای تاجپور عزیز،قصد جسارت نداشتم.از اینکه کلمه”سرسری” من رو به دیده طعنه خوندین و نوشتین پیداست از صحبت های بنده دلخور شدید.
    منظور ناقابل بودن کار شایسته شما نیست،کم فرصت بودن و مشغله کاری من هست.

    از نظر سن و سال شما از من جوان تر هستین،پس جسارت نیست اگه به شما توصیه ای کلی کنم:سعی نکنین پاسخ “نقد” رو بلافاصله پس از اینکه اون رو شنیدین بدین.چرا که اگه خوشایند شما باشه،از خوشنودی و اگه خلاف میل شما باشه،از دلخوری ، فرصت تفکر و عمیق نگری به حرف های مطرح شده از شما گرفته میشه و پاسخ شما فقط جنبه احساسی پیدا میکنه.پس جایز است اندکی تامل قبل از پاسخ کنید.حتی اگه ساعت ها و روزی هم گذشت کسی به دلیل پاسخ نگفتن بر شما خرده نخواهد گرفت.

    اما در ادامه…
    یه روزنامه محلی رو در نظر بگیرین.مثلا همین که آقای تاج الدینی منتشر میکنه.اسمش رو دقیقا یادم نیست،اما مخاطبش جامعه کوچک رابر محسوب میشه.اگه توی روزنامش از شخصیت های شهر مثل علی تاج الدینی،سید رضا باقر زاده و یا حتی صاحب یه کارواش در خیابان دشتی نام ببره،چون همه در رابر اینها رو مشناسن،مطمئنن مطالب رو دنبال میکنن و کنجکاو میشن بدونن در مورد اینها چی نوشته شده.
    اما اگه همین روزنامه با تیراژ ملی باشه و در سراسر کشور توزیع شه،اونوقت قضیه فرق میکنه.اون خواننده که توی شیرازه هیچ تمایلی نداره ببینه سید رضا چیکاره هست یا خاطرات کارواشی رو بشنوه.

    حالا در مورد کار شما هم قضیه همینه و البته به تصور خود شما بر میگرده.اگه شما تصور کنین قراره مخاطب کتابتون فقط همشهری های رابریمون باشن،ذکر اسامی در آخر کتاب میتونه جالب باشه و مطمئنا همه تک تک اسامی رو میخونن و به دنبال اسم آشنا میگردن و حتی ممکنه ذوق هم کنن اسم پسر عمو یا همسایه خودشون رو ببینن.
    اما اگه در تصورات شما ، این کتاب پلی باشه برای معرفی رابر به غیر رابری ها و مخاطبتون کل استان کرمان باشه و یا حتی ایران،اونوقت قضیه فرق داره .
    برای یه مخاطب تهرانی سه چهار صفحه اسامی آخر کتاب مطمئنا صفحات اضافی هست که به سرعت ازشون رد میشه و هرگز حتی یه دونه از اونا رو هم نمیخونه.البته شاید هم فکر کنه اینا جزء نقاط منفی اثر شما محسوب شن.

    به نظر من مخالفت یا موافقت شما با این تفکر من بر میگرده به نوع مخاطبی که شما در حین نگارش در ذهنتون انتخاب کردید: فقط مردم رابر یا کل ایران !؟

    • میر محمدعلی تاج پور

      سلام
      سرکارخانم یا جناب آقای منتقد
      از لطف شما بسیار سپاسگزارم جدا از همراهی و نگاه دلسوزانه شما ممنونم مطمئنا راهکار جنابعالی برای کارهای بعدی بنده مفید خواهد بود درج واژه سرسری چون خودتان فرمودید کنایه اثر گذاره اینچنین پاسخ دادم شما هم لطفا جسارت بنده را ببخشید و خوشحالم که کتاب رابر برایتان مهم جلوه نموده است
      ارادتمند شما و همه رابری های دوست داشتنی
      میر محمدعلی تاج پور

  4. گویا من هرقدر با دلیل حرف بزنم در ذهن شما تغییری به وجود نخواهد آمد.
    پس سکوت بهتر است.
    بدرود

  5. سلام به نویسنده کتاب ومنتقد عزیز

    اول اینکه این کتاب با توجه به تجربه اول آقای تاجپور به نظرم مفیدآمد گرچه برخی از ویرایشها را نیاز دارد وحضوری خدمتشان عرضه داشته وخواهم داشت.

    دوم از تیزبینی ودقت نظر منتقد عزیز با تشکر کرد

    برای هر دوی شما که دلسوز رابرید روز وروزگاری توام با شادمانی وتوسعه متوازن را خواستارم

  6. برای خرید کتاب هکتانیسچکار باید کرد

    • مير محمدعلي تاج پور

      سلام آقا رضای گل
      خرید اینترنتی از طریق انتشارات اطلاعات باز است.کرمان چهارراه خواجو ابتدای استقلال بسمت پارک مطهری(سمت راست) لوازم تحریر پارس مداد آقای تاج الدینی کتابفروشی های فرهنگ ،کیمیا ،حکمت در سطح شهر کرمان
      در رابر خیابان فرمانداری کتابفروشی آقای مرادعلی تاج الدینی
      با آرزوی موفقیت برای شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Rabour.ir